تبليغاتX
فولكلور Folklore
مقاله ای که در پی می خوانید نقدی است از آقای کاوه عبدالحسینی که بر کتاب "ترانه های کار در آذربایجان" نوشته شده و در سایت "انسان شناسی و فرهنگ" منتشر شده است. از آنجائیکه بعضی از نکات مطرح شده در این مطلب برای من آموزنده بود، خواستم با انتشار آن در این وبلاگ، علاقمندان به مبحث فولکلور نیز از آن استفاده کنند. جا دارد از آقای عبداحسینی که تاکنون توفیق دیدارشان را نداشه ام بدینوسیله تشکر کنم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1390ساعت 14:46 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

(گفتگو با دکتر حمید سفيدگر شهانقی، فولكلورشناس آذربایجانی)

 

مطلبی که در پی می آید، مصاحبه من با خبرنگار روزنامه تهران امروز است که مهرماه امسال صورت گرفت و بعد از پیاده سازی و تنظیم توسط خبرنگار مذکور به اینجانب ارسال شد تا اگر لازم باشد اصلاحاتی صورت گیرد. بعد از اصلاح مواردی متن عودت داده شد اما بنابه دلایلی که هیچگاه برای من مشخص نشد، در روزنامه مذکور چاپ نشد. اکنون بعد از گذشت حدود دو ماه از انجام مصاحبه، متن آن را در این وبلاگ منتشر می کنم. پایدار باشید.

در دنياي امروز توجه به ادبيات شفاهي امري غير قابل انكار است، ژورناليسم فرهنگي نيز با يك سابقه قوي همچنان به اين مقوله مي­پردازد با همه اين توصيفات چرا اين امر در ايران به ويژه در بخش رسانه­هاي مكتوب چندان فعال نيست؟

بايد بگويم كه ژورناليسم ايراني در مورد فرهنگ عامه و ادبيات شفاهي  بسيار كم­كاري كرده است و در برخي موارد نيز مغفول باقي مانده است. وقتی به كارنامه خيلي از كشورها نگاه می­كنيم متوجه می­شویم كه در ايران تقريباً گامي برداشته نشده است. ادبيات شفاهي و فرهنگ عامه ما يكي از بهترين پشتوانه­هاي ما­ست  و آنچه مي­تواند در دنيا سربلندمان كند همين فرهنگ مردم است كه متاسفانه خودمان جديش نمي­گيريم. چون در حال حاضر هيچ نشریه­اي به اين امر نمي­پردازد. يك فصل­نامه داريم كه آقاي سیداحمد وكيليان فولکلورشناس شناخته­شده صرفاً با تکیه بر امکانات مادی و معنوی شخصی منتشر مي­كند كه مدتي است تبديل به دوفصلنامه شده و اگر پشتیبانی نشود معلوم نیست چه آينده­ای در انتظارش است. در تبریز هم فولکلورشناسان آذربایجان و علاقمندان به فولکلور آذربایجان ماهنامه کوچکی به نام «ائل بیلیمی» در تیراژ محدودی منتشر می­کنند که جا دارد به همت این عزیزان آفرین گفت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سی ام آبان 1390ساعت 10:18 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

هادی قاراچای، شاعر و انسان خوب دوران ما با آن دستها و شعرهای تاول زده را هیچوقت نمی­توانم فراموش کنم. هادی را حدود بیست سال پیش در تبریز دیدم با محمدرضا هیئت. در آن دوران و بعد از رفتن هادی به آن سوی آبها – البته نه از روی دلخوشی -  شعری گفته بودم که تکه­ ای از آن چنین بود: تانریم تانریم، قارانقوش­لار هاچانادک کؤچه­ جک­لر، بو ایلغیمدان او ایلغیما...» بعدها محمدرضا را چندبار در تبریز با علیرضا تبریزلی و بعداً هم مکرر در تهران در دفتر مجله وارلیق که روزگاری مأمن مان شده بود، دیدم. چند سال بعد محمدرضا هم رفت و همینطور پرستو بود که بال می­گشود و چشم برهم زدنی دیگر نبود. یادشان به خیر. اما من انسان آذربایجانی معاصر هر جا که رفته ­ام قفسم را هم با خود برده ­ام. دلتنگی غربت حتی در تبریز هم گریبانمان را می­گیرد، در تهرانی که از ده میلیون نفوسش شش میلیون نفرشان ترک است؛ در باکو، آنکارا، استانبول. انگار من هستم و من نیستم. وطن من هست اما نیست. چه می­توان کرد با این غم غریبی و غربت به قول شهریار.

بگذریم مطلبی که در پی می­خوانید مقدمه­ ای است بر مجموعه «شعر معاصر آذربایجان» که هادی قاراچای نوشته است. این نوشته در عین کوتاهی، تقریباً تاریخچه کاملی از شعر معاصر آذربایجان است البته بر مبنای آثار منتشر شده. در این زمینه قبلاً کتاب خوب «نقد شعر معاصر آذربایجان» از دوست خوبم همت شهبازی منتشر شده است. به هر حال «ائلینین یوردونون دردی غمینه، اورکدن یانانین قاداسین آلیم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم اردیبهشت 1390ساعت 17:20 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ايران شناسي

دومين شب از «همايش علمي ــ فرهنگي و هنري كارآواها و آيين‌هاي موسيقايي كار در ايران» با اجراي ترانه‌ها و آواهاي كار در آذربايجان، آواز و ترانه‌ي مسگران اصفهان، اجراي موسيقي چوپاني تركمن‌ها در تالار انديشه‌ي حوزه‌ي هنري برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شب گذشته (سه‌شنبه، 21 مهرماه) در ادامه‌ي اين همايش، نخست نمايشي از آواز مسگر‌هاي اصفهاني همراه با شاهنامه‌خواني اجرا و سپس، موسيقي و ترانه‌ي كار در سيستان، موسيقي درگز با اجراي ني و بعد، برنامه‌ي تكم‌گرداني اجرا شد. پس از آن، حميد سفيدگر شهانقي درباره‌ي ترانه‌هاي كار در آذربايجان گفت: انسان نخستين‌ از درك اوليه‌ي حوادث طبيعي ناتوان بود و اتفاق‌هاي غيرعادي را كه پيش مي‌آمد، ناشي از حوادث ايجادشده توسط نيرو‌هاي غيرعادي مي‌دانست كه خوب و بد زندگي‌اش در آن‌ها نمايان بوده است.

او بيان كرد: باورها و روايات اساطيري به زندگي معنوي اساطيري راه مي‌يابد و اين چنين است كه اساطير و اسطوره‌ها نمود پيدا مي‌كنند و به‌مرور، جانمايه‌ي فولكلور مي‌شود.

وي با بيان اين‌كه هر آنچه يك قوم در طول تاريخ تکاملی خود با آن برخورد كرده، به‌نوعي بيانگر زندگي آن‌هاست، ادامه داد: فولكلور آذربايجان به سه ژانر تغزلي، حماسي و دراماتيك يا نمايشي تقسيم مي‌شود كه دراماتيك از بين ديگر ژانرها، گستردگي بيش‌تري دارد.

او گفت: ترانه‌هاي عاميانه‌ي آذربايجان بخش مهمي از فولكور آذربايجان را تشكيل مي‌دهد و براساس موضوع و مضمون قابل تقسيم هستند.

سفيد‌گر ترانه‌هاي كار، جشن عروسي، كودكان، توصيف پهلوانان و قهرمانان ملي و وطني، بازي كودكان و عاشیق ها را از جمله انواع ترانه هاي عامیانه آذربايجان دانست كه اهميت و جايگاه خاصي دارد.

او با اشاره به اين‌كه ترانه‌ي كار هنگام كار و تلاش و براي رفع خستگي در ميان اعضاي گروه خوانده مي‌شود و تنوع خاصي دارد، اظهار كرد: نمونه‌هاي اوليه‌ي ترانه‌ي كار در آذربايجان ساده و بسيط بوده و گاه يك يا چند واژه در آن‌ها وارد مي‌شده و ملودي خاصي را پيدا مي‌كرده است. اين نغمه‌هاي ابتدايي در طول زمان توسط مردم تكميل شد .

وي ادامه داد: ترانه‌ هاي كار بعدا به‌صورت كامل‌تر و گاه با رقص و موسيقي همراه بود. اكنون نيز هنگام استراحت و تفريح و آرامش خوانده مي‌شود.

به اعتقاد او، ترانه‌ها از نظر شكل و فرم از موضوع ثابتي پيروي نمي‌كنند و مضموني براي آن‌ها تعريف و توصيف نشده است و اجراي آن‌ها در مواردي مانند قالي‌بافي، گاهي احساس خستگي و بي‌حوصلگي قالي‌بافان را نشان مي‌دهد.

سفيد‌گر افزود: ورود آهسته‌ي تكنولوژي در آذربايجان موجب تغيير بزرگي براي مشاغل آذربايجان شد و بيش‌تر مشاغل سنتي از بين رفتند و بسياري از آداب سنتي آن‌ها به‌مرور فراموش شدند.

 

+ نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1389ساعت 17:27 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

"The Labor Songs of Azarbaijan" echo

"The Labor Songs of Azarbaijan" written by "Dr. Hamid Sefidgar Shahanaghi" is published. The songs in this book are sung in Azarbaijan while working and for creating harmony while performing a team work.

IBNA: Folklore is the unwritten and oral history of different ethnics. In Azari folklore, sun and rain songs and the songs performed in different occasions are observable.
Labor songs are one of the common genres of Folklore literature. In this book the songs are written in Azari. Their pronunciations in Latin phonetics are followed by the Persian translation.
The book is written in eight chapters: "Azarbaijan Folklore", "The songs of Hunting and hunters", "The songs of plantation", "The songs of livestock and animal husbandry"," The songs of fishing", "The songs of carpet and weaving", "The songs of sericulture" and "The songs of cooking".
In the first chapter, the researcher divides Azarbaijan Folklore into three genres: Lyric, epic and Dramatic.
The lyric genre consists of lullabies, work songs, elegies stories, etc. The epic songs are Ashiq songs about myths and stories and the dramatic songs include puppet songs and religious and national festivals\' songs.
According to the writer the scope of lyric and epic songs is wider than dramatic songs. Although it sometimes hard to distinguish these genres from each other, a song finally takes a specific form and structure that gives it certain qualities.
The writer believes that songs are the first artistic creations of an ethnic group that have been refined through ages.
In the second chapter, "The songs of Hunting and hunters", the writer discusses that man's first food supply was hunting and that naturally caused them to believe in a god of hunting. The songs of hunting were about keeping the evil eye away from the hunters.
In these songs bad hunters are cursed since they hurt the prey but cannot find it. Those hunters who have no mercy for any kind of animal are also cursed.
In "The songs of plantation", the researcher discusses the origin of some words repeated in these songs.
The fourth chapter, "The songs of livestock and animal husbandry", discusses the songs of "Sayachi". Sayachi's were a group of gypsy singers who went house bye house at the beginning of spring singing songs and asking for wheat, flour, cheese, money and etc.
The village people gave Sayachis presents in order for their flocks to reproduce. These presents were ewes that Sayachis gave to poor families.
What makes "The songs of fishing special" is that their forms are more coherent and there exists a sense of sadness and anxiety between the lines of these songs.
In the chapter discussing "The songs of carpet and weaving", the researcher fully introduces carpet weaving as one of Azarbaijan's arts. Since weaving is usually done in workshops by a group of women they create and sing songs in order to perform with harmony. Most of these songs are about the carpet and its beauty. Some of them are about the wishes of weavers and some are about the weavers' social problems.
"The songs of sericulture" usually describe the procedure of the worms' growth and how silk is made.
The final chapter describes how certain traditional foods are made by the help of a group of women. "The songs of cooking" are about the cooperation of these women and how they cooked those meals. 

"The Labor Songs of Azarbaijan" is compiled and written by          "Dr. Hamid Sefidgar Shahanaghi". It is published in 2000 copies by the research office of Iranian Radio.

 

+ نوشته شده در هفتم مرداد 1389ساعت 19:9 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

کتاب «ترانه‌هاي کار در آذربايجان» توسط دکتر حميد سفيدگر شهانقي، فولکلورشناس و پژوهشگر فرهنگ عامه، در قطع رقعي با جلد شوميز در تيراژ 2000 نسخه توسط اداره کل پژوهش هاي راديو منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در مقدمه اين كتاب تصريح شده است : فولکلور تاريخ نانوشته و شفاهي اقوام است که در مقايسه با تاريخ مکتوب گاه حقايق اساسي و قابل استنادي به دست مي دهد. از آنجا که تاريخ توسط باسوادان وابسته به طبقات فرازين نوشته مي شود انتظار نمي‌رود که تمام واقعيات جامعه را منعکس کند، در حالي که فولکلور، احساسات و تلقي هاي توده ي مردم را در مقابل حوادث تاريخي منعکس مي‌کند و اگر چه تاريخ نيست ولي ريشه در تاريخ دارد.

در فولکلور آذربايجان ترانه هاي باران خواهي، آفتاب خواهي، آداب و مراسم مختلفي همچون کوسا – کوسا و ساياها، پرياني که به جلد کبوتر و مار رفته اند، ديوهايي که در دل زمين هستند و صاحبان آتش و روشنايي اند، سنگ‌هاي طلسم شده، پيرزن خمره سوار و ... همه به نوعي با اساطير ترکان قديم در ارتباط هستند.

ترانه‌هاي کار از ژانرهاي بسيار رايج فولکلور بوده و هست. در اين کتاب سعي شده است که نمونه هاي مختلف اين ترانه‌ها بخشي به صورت ميداني و بخشي به صورت اسنادي از هر دو سوي ارس (جمهوري آذربايجان و آذربايجان ايران) در شاخه هاي مختلف گردآوري و بررسي شود. ترانه‌ها ابتدا به زبان اصلي نوشته شده، سپس با حروف لاتين آوانگاري و در نهايت به فارسي ترجمه شده است.

+ نوشته شده در سوم شهریور 1388ساعت 9:36 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

جلد كتاب

«جشن شب يلدا در ايران» به قلم حميد سفيدگر شهانقي عنوان كتابي است كه آيين‌ها و مراسم مختلف شب يلدا يا شب چله در بين اقوام مختلف را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين كتاب به كوشش دفتر پژوهش‌هاي راديو منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند. شب يلدا يا شب چله آخرين شب آذرماه و درازترين شب سال است؛ شبي كه صبح فرداي آن آغاز زمستان است. ايرانيان باستان با اين باور كه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلندتر مي‌شوند و تابش نور ايزدي فزوني مي‌يابد جشن بزرگي برپا مي‌كردند.

بررسي جشن‌هاي اقوام و ملل ديگر نشان مي‌دهد كه جشن شب چله با اسامي مختلف در مناطق ديگر ياز جهان نيز رايج بوده است. به اعتقاد برخي از مورخان بيشتر آداب و رسوم دين مسيحيت از ميترائيسم گرفته شده است. مانند شباهت تولد مسيح در يك آغل با تولد ميترا در غار و شباهت كلاه بابانوئل با كلاه موبدان آيين مهر.

بررسي‌هاي مردم‌شناسان نشان مي‌دهد كه در حدود چهار هزار سال پيش در مصر باستان جشن زايش خورشيد، مصادف با شب يلدا برگزار مي‌شده است. مصريان در اين هنگام از سال به مدت دوازده روز، به نشانه دوازده ماه سال خورشيدي، به جشن و پايكوبي مي‌پرداختند و پيروزي نور بر تاريكي را گرامي مي‌داشتند. در يونان قديم نيز اولين روز زمستان روز گراميداشت الهه خورشيد بوده است و آن روز را جشن مي‌گرفتند.

در بخشي از اين كتاب آمده است: نياكان ما در ابتداي مراسم و آيين‌هاي شب يلدا چنين مي‌خواندند «اللهم اخرجنا من‌الظلمات الي‌النور» و از خداوند مي‌خواستند كه آ‌ن‌ها را از ظلمت‌ها و سياهي‌ها خارج كند و به سمت نور و روشنايي هدايت كند و در مورد يلدا گفته شده كه در اين شب نور بر تاريكي پيروز مي‌شود و دوره سياهي و تباهي پايان مي‌گيرد.

نويسنده كتاب معتقد است كه مطالب اين كتاب همه عناصر فرهنگي مرتبط با جشن يلدا را دربرنمي‌گيرد و ده‌ها كتابي چنين نيز مبين همه آداب و رسوم و گفتين‌هاي اين جشن بزرگ و باستاني نيست.

اين كتاب در پنج بخش تنظيم شده است، آيين يلدا، فال‌ها، سفره شب يلدا، يلدا و ادبيات شفاهي و يلدا در ادبيات فارسي از جمله فصل‌هاي اين كتاب است. دعاهاي شب يلدا، يلدا و ميترائيسم، ريشه‌شناسي و ايتمولوژي يلدا، اسامي يلدا در مناطق مختلف جهان، خواص طبيعي و درماني خوراكي‌هاي شب يلدا، افسانه‌هاي شب يلدا، چيستان‌هاي يلدا، بازي‌هاي شب يلدا و... از جمله زيربخش‌هاي اين فصول‌اند.

منابع و مأخذ نيز پايان‌بخش كتاب «جشن شب يلدا در ايران» به‌شمار مي‌آيد.

چاپ نخست كتاب «جشن شب يلدا در ايران» با شمارگان 2000 نسخه و بهاي يك‌هزار و 200 تومان به كوشش دفتر پژوهش‌هاي راديو منتشر شد و در دسترس پژوهشگران فرهنگ عامه قرار دارد. 

+ نوشته شده در سوم شهریور 1388ساعت 9:30 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

"Yalda fete in Iran" by Hamid Sefidgar Shahanaghi is a book that assesses the customs and traditions of Yalda among Iranian tribes.
Yalda fete in Iran
IBNA: Shab-e Yalda or Shab-e Chelleh is an Iranian festival originally celebrated on the Northern Hemisphere's longest night of the year, that is, on the eve of the Winter Solstice.
"Yalda fete in Iran" by Hamid Sefidgar Shahanaghi is a book that assesses the customs and traditions of Yalda among Iranian tribes.
IBNA: Shab-e Yalda or Shab-e Chelleh is an Iranian festival originally celebrated on the Northern Hemisphere's longest night of the year, that is, on the eve of the Winter Solstice.
Yalda, a Syric word imported into the Persian language by the Syric Christians means birth. It is a relatively recent arrival and it is refereed to the "Shab e Cheleh Festival" a celebration of Winter Solstice on December 21st. Forty days before the next major Persian festival "Jashn e Sadeh" this night has been celebrated in countless cultures for thousands of years.
The ancient Roman festivals of Saturnalia (God of Agriculture, Saturn) and Sol Invicta (Sun God) are amongst the best known in the Western world.
In most ancient cultures, including Persia, the start of the solar year has been marked to celebrate the victory of light over darkness and the renewal of the Sun. For instance, Egyptians, four thousand years ago celebrated the rebirth of the sun at this time of the year. They set the length of the festival at 12 days, to reflect the 12 divisions in their sun calendar.
The Persians adopted their annual renewal festival from the Babylonians and incorporated it into the rituals of their own Zoroastrian religion.
The book is compiled in 5 chapters; Yalda traditions, Fal, Yalda Sofreh, Yalda and oral literature and Yalda in Persian literature.
The first impression is released in 2000 copies by Radio researches office.

+ نوشته شده در سوم شهریور 1388ساعت 9:17 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

"Lalla, Lalla, Lalla bee balm flower" (lala lala gol-e pouneh) from the Iranian children's lullabies' collection is the first book published by the five volume book; "Iranian children's folklore". The book is a result of Hamid sefidgar Shahanaghi's 20-years research.

IBNA: About publishing the book he said:" long times have passed since the mothers use to sing lullabies. I don't know why, but the result is depriving children from these sweet songs and stories."

About choosing the subject for research he added:" lullabies have been sung with human's pure and best emotions; they are familiar mummers that will remain in the listeners mind till the end of his life. Lullabies are songs sung from the mother's hearts. But with new technologies and urbanism emerging nowadays, time lacking and depression are becoming spices of life. No lullabies are sung any more.

About collecting the book's material he went on saying:" the book's main goal is on reconciling Iran's girls and woman's with their land's rich culture. The book contains lullabies from Iran's different regions with its main accent and the Persian translations are written so after.

"Iranian children's caress", "Iranian children's short folklore stories", "Iranian children's riddles" and " Iranian children's fairy tales" are the book's other collections.

"Lalla, Lalla, Lalla bee balm flower" (lala lala gol-e pouneh) from the Iranian children's lullabies' collection is the first book published by the five volume book; "Iranian children's folklore". The book is a result of Hamid sefidgar Shahanaghi's 20-years research.

+ نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:49 توسط حميد سفيدگر شهانقي |

گفتگو با دکتر حمید سفیدگر شهانقی و کتاب «نوازشهای کودکان ایران»

 

به نظر شما تفاوت "نوازش­ها" و " لالایی­ها" در کجاست و اصولا تفاوتی در این زمینه وجود دارد یا خیر؟

نکته اول این است که میان لالایی­ها و نوازش­ها تفاوت زیادی وجود دارد. هدف از نوازش در درجه­ی اول خواباندن کودک نیست بلکه تفریح و خنداندن اوست. مادر در نوازش­ها بیشتر سعی می­کند کودکش را شاد کند که در درجه­ی آخر به انبساط خاطر خودش می­انجامد. در کل می­توان گفت که ذات نوازش­ها بر شادی استوار است و برعکس لالایی­ها از شکوه، در آن­ها خبری نیست و مادر اصولا از ناکامی­ها نمی­گوید بلکه در قالب کلامی آهنگین، بزرگ­ترین آرزوها را برای کودکش می­خواهد و او را در حد یک اسطوره بالا می­برد.

 

ظاهرا این گونه از ادبیات فولکلور ایران دارای دسته­بندی­های منظمی است، یعنی این که برای دختر و پسر فرق دارد درست است؟

بله همین طور است. زیرا آرزوهای بزرگی که یک مادر برای یک پسربچه می­کند تا حدودی با یک دختر بچه فرق می­کند و من اتفاقا در این کتاب سعی کرده­ام این­گونه­ها را از هم تفکیک کنم و علاوه بر آن یک گونه­ی دیگر را هم بگنجانم که استفاده­ای دوگانه دارد یعنی مادر هم می­تواند آن را برای یک پسر بخواند و هم برای یک دختر.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم فروردین 1388ساعت 15:6 توسط حميد سفيدگر شهانقي |